![]() |
![]() |
|
| محکوم به خیانت..........محکوم به گناه..........ولی... |
|
سلام......عید همگی مبارک....... به تمام دوستای گلم که تو این مدت منو شرمنده کردن هم یه تبریک ویژه میگم..... یه تبریک مخصوص هم به خواهر گلم میگم.......عزیزم عیدت مبارک.../ |
|
+ اعترافات در
چهارشنبه 1386/12/29ساعت 23:37 توسط کامیار |
|
|
زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.....
هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود.......تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند......او یک بسته بیسکوییت هم خرید.... او بر روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به کتاب خواندن کرد.....در کنارش هم یک بسته بیسکوییت بود........مردی هم کنار او نشسته بود و داشت روزنامه می خواند...... وقتی او نخستین بیسکوییت را به دهان گذاشت,متوجه شد که مرد هم یک بیسکوییت برداشت و خورد....او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت.....پیش خودش فکر کرد بهتر است ناراحت نشوم......شاید اشتباه کرده ام.... ولی این ماجرا تکرار شد....هر بار که او یک بیسکوییت بر می داشت آن مرد هم همین کار را میکرد.....این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمیخواست واکنش نشان دهد.... وقتی که تنها یک بیسکوییت باقی مانده بود,پیش خود فکر کرد:حالا ببینم این مرد بی ادب چه کار خواهد کرد؟..................مرد آخرین بیسکوییت را نصف کرد و نصفش را خورد.... این دیگر خیلی پرویی میخواست! او حسابی عصبانی شده بود.... در این حین بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیماست.آن زن کتابش را بست,وسایلش را جمع کرد و با نگاه بسیار تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد و به سمت دروازه اعلام شده رفت... وقتی داخل هواپیما روی صندلی اش نشست,دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را داخل ساک قرار دهد و ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه ی بیسکوییت آنجاست...باز نشده و دست نخورده..... خیلی شرمنده شد,از خودش بدش آمد.....یادش رفته بود که بیسکوییتی که خریده بود را داخل ساکش گذاشته بود... آن مرد بیسکوییت هایش را با او تقسیم کرده بود.....بدون آنکه عصبانی و برآشفته باشد.... در صورتی که خودش آن موقع که فکر میکرد آن مرد دارد از بیسکوییت هایش میخورد خیلی عصبانی شده بود........و متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت خواهی نبود... . . . سه چیز هرگز بازنمیگردد: ۱.سنگ پس از پرتاب ۲.حرف بعد از گفتن ۳.زمان بعد از سپری شدن.../ |
|
+ اعترافات در
دوشنبه 1386/12/27ساعت 1:28 توسط کامیار |
|
|
از هر کسی بپرسیم انسان رو تعریف کن میگه انسان موجودیست پستاندار...هوازی...همه چیز خوار و .......ولی مساله همینه.....آیا واقعا انسان یه پستانداره؟خیر......چرا؟
پستانداران وقتی وارد محیطی میشن با محیط خودشون یه هماهنگی خاصی به وجود میارن....اونا به اندازه ای از منابعشون استفاده میکنن که به قحطی بر نخورن....طوری زندگی میکنن که باعث آلودگی محیطشون نشن و به نحوی تولید مثل میکنن که با کمبود جا و منابع روبرو نشن و محیط براشون غیر قابل استفاده نشه و احتیاج به نقل مکان به جای دیگری ندارن........در کل اونها در برخورد با محیط زیستشون منعطف و شکل پذیرن....... اما انسان.....وقتی وارد یه محیط میشه اول شروع به مصرف بیش از حد منابعش میکنه و جالب اینجاست که به نحوی مصرف میکنه که باعث آلودگی محیط زیستش میشه.....در همین حین شروع به تولید مثل هم میکنه.....ولی نه به صورت متناسب...آنقدر تولید مثل میکنه که هم با کمبود منابع روبرو میشه هم محیطش آلودست و دیگه گنجایش پذیرش این جمعیت رو نداره....برای همین اون محیط از بین میره و انسان مجبور میشه به یه محیط دیگه نقل مکان کنه و دوباره این چرخه تکرار میشه......در کل انسان در برابر محیطش منعطف نیست و سعی میکنه که اون به محیطش شکل بده.....یه شکل زشت...ولی در کل ناتوانه و محیطش رو نابود میکنه.... تنها یک موجود هست که زندگیش شبیه به زندگی انسان.......ویروس....بله....انسان یک ویروسه....ولی یک نوع خاص از ویروس.....چرا؟ ویروس ها هم در برابر محیطشون مقاومت میکنن و هم در برابر عاملی که قصد اذیت یا نابودیشون رو داره....یعنی اگه یک عاملی بخواد به اونا شکل بده یا باعث اذیت یا نابودیشون بشه با اون مقابله میکنن حتی اگه به قیمت نابودیشون تموم بشه....اما انسان اگر یک عامل خارجی بخواد اذیت یا نابودش کنه و یا بهش شکل بده ترجیح میده که با اون همسو بشه و برای بقای خودش حاضر بردگی کنه(مثلا اگه بهش بگن برو رای بده یا برو راهپیمایی بدون اینکه دلیلی بخواد اینکارو انجام میده....) در کل انسان یه ویروس مضر و خطرناکه ولی این ویروس هم میتونه مفید باشه...چون خدا بهش عقل داد.....شعور داد.....درک داد.............اگه این ویروس از این منابعی که خدا بهش داده درست استفاده کنه میتونه خیلی مفید باشه.......ولی افسوس.....افسوس که انسان این ویروس مضر نمیتونه طبیعت خودش رو تغییر بده.....تنها تعداد انگشت شماری از این ویروس ها از این منابع درست استفاده کردن ولی اونها هم از کرده خودشون پشیمون شدن.........چون حقیقت رو دیدن.../ |
|
+ اعترافات در
پنجشنبه 1386/12/23ساعت 16:21 توسط کامیار |
|
|
ای خدا دلگیرم ازت ای زندگی سیرم ازت ای زندگی میمیرم عمرمو میگیرم ازت چه اعتراف تلخیه انگار رسیدم ته خط وقت خلاصی از هوس آی دنیا بیزارم ازت.../ |
|
+ اعترافات در
جمعه 1386/12/10ساعت 23:21 توسط کامیار |
|
|
دیروز توی روزنامه ی اعتماد یه مطلبی خوندم که خیلی ناراحتم کرد....
یه خانواده ی ۴ نفری در کرج به علت فقر مالی و عدم توانایی برای تامین هزینه های زندگی و غذا اقدام به خودکشی دسته جمعی زدند.... پدر خانواده ۳۴ ساله...مادر خانواده ۳۲ ساله...فرزند پسر ۸ ساله...و فرزند دختر ۶ ساله بوده...... به نظر شما این خانواده چی کشیدن که حلق آویز کردن خودشون رو بهتر از زنده موندن دیدن...؟ واقعا یه دختر ۶ ساله چی کشیده....چند روز گشنگی رو تحمل کرده که مرگ رو قشنگ تر دیده...؟ خدایا...این چه وضعیه؟آخه اون ۲ تا بچه چه گناهی کردن؟اونا که به خواست خودشون تو این دنیا نیمدن که باید این زجر رو تحمل میکردن....... . . واقعا کوروش کبیر فکرش رو میکرد که یه روزی ایران به این وضع بیفته...؟ . . . برای ایرانمون متاسفم.../ |
|
+ اعترافات در
پنجشنبه 1386/12/09ساعت 0:30 توسط کامیار |
|
|
چی بگم که خیلی تنهام میدونی یاری ندارم چی بگم که غیر غصه دیگه دلداری ندارم.......دیگه دلداری ندارم... هیچکسی پا نمیزاره به سراچه ی خیالم هیچ کسی نداد جواب این سوال بی جوابم.......این سوال بی جوابم... گله گلایه ایست بی وفایی رسم عشقه عاشقا تنها میمونن تنهایی مرام عشقه.......تنهایی مرام عشقه.../ |
|
+ اعترافات در
جمعه 1386/12/03ساعت 0:44 توسط کامیار |
|
|
فرشتگان از خدا پرسیدند:خدایا تو که اینقدر بشر رو دوست داری,چرا غم را آفریدی؟ خدا گفت:غم رو بخاطر خودم آفریدم...چون این مخلوقه من تا وقتی غمگین نباشه به یاد خالقش نمی افته.../ |
|
+ اعترافات در
پنجشنبه 1386/12/02ساعت 1:33 توسط کامیار |
|
|
سر خط شماره سلول اعترافات |
| درباره محكوم |
سلام...نمیدونم تا حالا محکوم شدین یا نه.......محکوم به خیانت...محکوم به خیانتی که نکردین......اگه نشدین که هیچ....ولی اگه شدین...آدرس رو درست اومدین.../
. . . کامیار |
| اعترافات قبلي |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|