![]() |
![]() |
|
| محکوم به خیانت..........محکوم به گناه..........ولی... |
|
روزی که ضحاک گریست
لالا لالا دیگه بسه گل لاله بهار سرخ امسال مثل هر ساله هنوزم تیر و ترکش قلبو میشناسه هنوز شب زیر سرب و چکمه میناله
نخواب آروم گل بی خار و بی کینه نمیبینی نشسته گوله تو سینه آخه بارون که نیست رگبار باروته سزای عاشقای خوب ما اینه؟
نترس از گوله ی دشمن گل لادن که پوست شیره پوست سرزمین من اجاق گرم سرمای شب سنگر دلیل تا سپیده رفتن و رفتن
نخواب آروم گل بادوم ناباور گل دلنازک خسته گل پر پر نگو باد ولایت پرپرت کرده دلاور قد کشیدن رو بگیر از سر
دوباره قد بکش تا اوج فواره نگو این ابر بی بارون نمیذاره مث یار دلاور نشکن از دشمن بیبین سر میشکنه تا وقتی سر داره
نذاشتن هم صدایی رو بلد باشیم نذاشتن حتی با همدیگه بد باشیم کتابای سفیدو دوره میکردیم که فکر شبکلاهی از نمد باشیم
نگو رفت تا هزار آفتاب هزار مهتاب نگو کو تا دوباره بپریم از خواب بخون با من نترس از گوله ی دشمن بیا بیرون بیا بیرون از این مرداب
نگو تقوای ما تسلیم و ایثاره نگو تقدیر ما صد تا گره داره به پیغام کلاغای سیاه شک کن که شب جز تیرگی چیزی نمیآره
نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره نخواب وقتی که خون از شب سرازیره بخون وقتی که خوندن معصیت داره بخون با من بیا تا من نگو دیره
سکوت شیشه های شب غمی داره ولی خشم تو مشت محکمی داره عزیز جمعه های عشق و آزادی کلاغ پر بازی با تو عالمی داره
نخواب ای حسرت سفره گل گندم نباش تو دالونای قصه سر در گم نخواب رو بالش پرهای پروانه که فریاد تورو کم دارن این مردم
لالا لالا دیگه بسه گل لاله
به خداوندی خدا قسم که همه ی ما روز قیامت در درگاهش رو سیاهیم... چون در مقابل ظلم سرمون رو خم کردیم... .../ |
|
+ اعترافات در
شنبه 1387/04/15ساعت 2:0 توسط کامیار |
|
|
سر خط شماره سلول اعترافات |
| درباره محكوم |
سلام...نمیدونم تا حالا محکوم شدین یا نه.......محکوم به خیانت...محکوم به خیانتی که نکردین......اگه نشدین که هیچ....ولی اگه شدین...آدرس رو درست اومدین.../
. . . کامیار |
| اعترافات قبلي |
|
مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
|
RSS
|